تبليغاتX
وبلاگی برای اسطوره ی بالیوود

سلام به همه!خوبین؟خوشین؟سلامتین؟ چه خبرا؟

قبل از هرچیز باید از همه عزیزانی که با کامنتای قشنگشون به من و شیوا روحیه میدن تشکر کنم.

 

حالا میرم سراغ تنها خبر جالب و دست اول امیت در عرض این چند روز:

این امیت جی ما چند روز پیش دو قطعه زمین ۴۰۴۷ متری دیگه توی یکی از روستا های هند خریده(چند وقت پیش هم یه قطعه زمین همونجا خریده بوده) و بنا به گفته وکیلش قراره یه مدرسه که چه عرض کنم یه کالج کامل اونجا ساخته بشه و اسم این کالج هم به احتمال زیاد هاریوانش رای باچانه .

ببخشید دیگه این تنها خبری بود که گیر اوردم امیدوارم لااقل دست اول بوده باشه.به جاش یه عکس محشر از امیت جی براتون میزارم

من تو اپای قبلی خاطرات امیت جی رو می نوشتم این دفعه هم یه تیکه دیگه از خاطرات کالجش رو مینویسم اما ازتون یه خواهش دارم اونم اینه که حتما نظرتون رو در مورد این بخش وبلاگ بگین تا اگه دیدم زیاد خواهان نداره یه فکری براش بکنم.یادتون نره ها!!!!!!!!!! خب اینم ادامه خاطرات امیت جی:

من و بانتی از بچگی یه تعدادی girl friend داشتیم آخه اونجوری که ما تربیت شده بودیم حق اینو داشتیم که در حد نرمال با دخترا دوست باشیم ما به خونه اونا میرفتیم همون طوری که اونا به خونه ما میومدن و با هم تو یک گروه عضو بودیم و اونا برای ما هیچ تفاوتی با پسرا نداشتن اما وقتی وارد کالج شدیم مثل بقیه پسرا تمرکز بیشتری رو gf هامون پیدا کردیم(پسره بی حیا... خجالتم خوب چیزیه ) و این یه چیز طبیعیه.یعنی غیر ممکنه شما یه کالج پسرانه پیدا کنین که شاگرداش در مورد کالج دخترا کنجکاو نباشن

یک شنبه هر هفته موقع غروب دانش آموزان و دبیرای کالج خواهر ما(اونجا هر کالج پسرونه یه کالج خواهر داره که کنار هم قرار دارن و با اون کالج بیشتر از بقیه کالج ها ارتباط داره.اسم کالج خواهره مدرسه امیتشون هم کالج سنت ماری بوده که یکی از شاگرداش مادر کارن جوهر بوده و امیت و اون هم دیگه رو از همون موقع میشناسن) برای شرکت در مراسم کلیسا به کالج ما میومدن.اون بهترین زمان برای ما بود.همه ما با عجله به طرف کلیسا حمله می بردیم تا ردیفه پشت سر دخترا بشینیم اخه این جوری راحت تر میتونستیم نامه های عاشقانه ای رو که براشون نوشته بودیم بهشون بدیم . این همه موضوع نبود.همه ما بهترین رفتار و اجراهای ورزشیمون رو به خصوص تو بوکس زمانی داشتیم که دخترای کالج سنت ماری ما رو نگاه می کردن(پس بگو برای چی رفته بوکسور شده) می دونین ما کی خیلی ذوق زده می شدیم؟زمانی که می تونستیم دختر مورد علاقمون رو کنار دیوار بین کالجامون ببینیم تا مثلا بهش بگیم ما امروز صبح زمین شناسی داشتیم شما چه طور؟(میگم با این حساب حتما تو اون نامه های عاشقانه هم نمره امتحانایی که در طول هفته داده بودن رو مینوشتن)

خب دیگه همون جوری که همه میدونین قرار بود شیوا قسمت نقد فیلم رو بنویسه و اولین فیلم هم اگنی پت بود اما از اون جایی که باید قبل از نقد داستان کلی رو هم مینوشت و نمیتونست از هیچ کدوم از دیالوگا صرف نظر کنه قرار بر این شد که من این کارو بکنم پس من اول یه خلاصه از فیلم رو برای اونایی که ندیدنش مینویسم تا با موضوع کلی اشنا شن و بعد هم نقد که نه نظر خودم رو در مورد فیلم مینویسم و از همتون میخوام که شما هم نظرتون رو در مورد این فیلم بهم بگین               

خلاصه فیلم:

ویجی(امیت) یه پسره که تو دهی به اسم "مانداوا" زندگی میکنه و وقتی ۱۲ سالشه پدرش رو از دست میده اون بعد از مرگ پدرش مانداوا رو با خواهر و مادرش ترک میکنه و به مومبئی میرن اون اونجا با کلی مشکلات برای محافظت از خونوادش رو به رو میشه و با وجود اینکه فقط ۱۲ سال داشته یه پمپ بنزین رو اتیش میزنه و بعد از اینکه بزرگتر میشه تبدیل به یه خلافکار حرفه ای میشه اما اینقدر بین جوونا محبوب بوده که همه اونو داداش صدا میزدن. یه روز یه گروه تبهکار به ویجی حمله میکنن اما کریشنا(میتون)اونو نجات میده و میشه دوست ویجی.ویجی هم مسئولیت محافظت از خواهرش رو به اون میسپاره. کانچا که یک گانگستر بین المللیه از ویجی میخواد که به اونا کمک کنه و یه محل خوب رو برای کاراشون انتخاب کنه ویجی هم مانداوا رو پیشنهاد میده.در این بین ویجی با پرستاری که تو بیمارستان ازش مراقبت می کرده ازدواج میکنه .مادر ویجی که از کارای پسرش راضی نیست با دخترش ویجی رو ترک می کنه.زن ویجی هم دوست نداره که بچه هاشون تو همچین شرایطی بزرگ شن به همین خاطر مادرش و زنش اونو مجبور میکنن که ای کارو ول کنه.ویجی هم کانچا رو به پلیس لو میده و خودش هم خلاف رو کنار میزاره.بعد از یه مدت نوچه های کانچا به ویجی حمله میکنن اما به جای ویجی کریشنا اسیب می بینه و در همون زمان کانچا اعضای خانواده ویجی رو میدزده.در آخر ویجی به مانداوا بر میگرده و کانچا رو میکشه و خودش هم در حالی که سرش رو زانوهای مادرشه میمیره.

نقد فیلم:

اگنی پت راهه سخت زندگیه که توسط قهرمان داستان انتخاب میشه.

داستان فیلم همون داستان کلیشه ای و قدیمیه angry young man هست که تو اون قهرمان داستان به خاطر مشکلاتی که تو بچگی براش پیش میاد تبدیل به یه آدم خلافکار میشه اما بر خلاف فیلم هایی مثل دیوار و شاکتی که قهرمان داستان بدون اینکه قبل از مرگ اصلاح بشه میمیره (ولی با این وجود باز هم حس ترحم مخاطب برانگیخته میشه) تو این فیلم ویجی خلاف رو کنار میزاره و همین تغییر شخصیت باعث تاثیر گذاری بیشتر صحنه آخر فیلم میشه البته نباید دیالوگهای احساسی و قشنگی رو که تو این صحنه بین ویجی و مادرش ردوبدل میشه ندیده گرفت.

در مورد بازی ها به جرئت میشه گفت که تو این فیلم شاهد یکی از بهترین اجراهای امیت جی بودیم و حتی "میتون "هم که هیچ وقت نتونست به عنوان یه ستاره جایی برای خودش بین منتقدین و حتی مردم باز کنه به خاطر بازیش تو این فیلم جایزه ملی رو برای بهترین بازیگر نقش مکمل برد(خود امیت هم برای این فیلم جایزه ملی گرفت)

یکی دیگه از نقاط قوت فیلم دیالوگ های قوی و شیوه بیانشون توسط امیت بود که با تمام کارهای قبلی امیتا فرق داشت و باعث تاثیرگذاری بیشتر فیلم شده بود. ۲ تا از دیالوگ ها توسط مردم و منتقدین به عنوان بهترین دیالوگ ها انتخاب شدن که من نمیدونم معیارشون برای انتخاب چی بوده اخه این فیلم دیالوگ های قشنگتر هم داره ولی به هر حال نظر اونا این ۲ تا بوده:

eh, kancha, saala bandook bhi dikhata hai aur peeche bhi hattha hai

  yeh telephon ajeeb cheez hai-aadami sochta hai kuch,bolta hai kuch aur karta hai kuch

اما موسیقیه فیلم اونجور که باید نتونست پا به پای فیلم پیش بیاد و مثل  فیلم جای خودش رو تو دل مردم باز کنه که این خیلی عجیبه آخه اهنگسازی این فیلم به عهده "لاکسمیکانت" نابغه موسیقی هند بود که کارنامه درخشانی داره و از کارهای به یاد موندنیش میشه به اهنگ های فیلمای دوستی.سنگام.امر اکبر انتونی .نصیب و... اشاره کرد.البته اگه بخوایم خوش بینانه در این مورد نظر بدیم می تونیم بگیم دلیلش این بوده که کارگردان نمی خواسته فیلمی موزیکال بسازه که مردم رو به خاطر اهنگاش به سینما بکشونه ولی به هر حال نمی تونیم این نکته رو هم ندیده بگیریم که موسیقی جزء جدا نشدنی فیلمای هندیه و خیلی از مواقع تاثیرش خیلی بیشتر از خود فیلمه به طوری که گاهی اوقات تنها عامل یاداوری لحظات یک فیلم میشه.

در اخر هم باید بگم عنوان این فیلم یعنی اگنی پت برگرفته از یکی از اشعار هاریوانش رای باچانه.

خب اینم نقد...ببخشید نظر من در مورد این فیلم و امیدوارم که تونسته باشم شما به خصوص امیتای عزیز(۱) رو راضی کرده باشم.

منتظر نظرات قشنگتون هستم(یادتون نره حتما نظرتون رو در مورد بخش خاطرات امیت و این فیلم بگین)

فعلا بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی 

 

 

 

نوشته شده توسط شیوا-سحر در سه شنبه دوم مرداد 1386 ساعت 6:53 | لینک ثابت |