تبليغاتX
وبلاگی برای اسطوره ی بالیوود
اميتا.خبر.تولد.عكس
سلام به همه؟ خوب هستين؟ درس و مدرسه چه طوره؟
من دفعه پيش تولد اميت رو تبريك گفتم اما هر كار كردم به چند دليل طاقت نياوردم كه اپ نكنم.اول واسه اينكه الهام جون من رو به بازي دعوت كرده بود و مگه ميشه دعوت الهام جون رو رد كرد؟!!!! دومين دليلش اين بود كه من پارسال هم واسه تولد اميت اپ نكردم! سومين دليلش هم اينه كه مگه ميشه با يه تبريك خشك و خالي سر و ته تولد اميت جي رو به هم اورد؟!!! و چون يه مدتي بود عكس نزاشته بودم تو اين اپ فقط عكس ميزارم:
اول از همه چندتا عكس از ساني دئول به خاطر خواهر اقا مهدي! ببخشيد من فقط همين چندتا عكس قشنگ رو تو نت پيدا كردم!!!!!!! نميدونم چرا اينقدر سايت و عكس در مورد ساني كمه؟!





خداييش هر دوشون شبيه درمندرا هستن ولي ساني بيشتر!
خوب حالا نوبت بازيه جالبيه كه چند وقتي هست شروع شده و الهام جون من رو هم دعوت كرده!
10 چيزي كه دوست دارم:
1. خدا.خودم. خانواده ام (اميتا هم يه جورايي عضوي از خانوادم شده!) و مهم تر از همه ايران كه روش خيلي تعصب دارم
2. اميتا و ابيشك ( البته قبلا اصلا ابيشك رو دوست نداشتم اما الان يه 3 سالي هست كه خيلي ازش خوشم مياد! خيلي عسله!)
3.فيلم ها و سي دي هام
4. كتاب خوندن و موسيقي و فيلمهاي معنا گرا!( حيف سينما ماوراء تموم شد!)
5.ايميلي كه اميتا بهم زد ( هر چند وقت يه بار ميخونمش!)
6.اينترنت و كامپيوترم. وبلاگ و پست هاي اميت جي و وبلاگاي دوستان!
7. تاريخ و ادبيات ( كه متاسفانه اصلا به رشته من مربوط نميشه!)
8.ماكاروني. پيتزا
9. انار. موز. هلو. شليل و گوجه سبز
10.تنقلات ترش

10 چيزي كه ازشون متنفرم:
1.ادم دروغگو و بي منطق
2.مهموني به خصوص از نوع عزا و عروسي
3. خريد كردن
4. بچه ها اگه گريه شون بيشتر از 3 دقيقه طول بكشه
5.يه ليست بلند بالا از مواد غذايي كه سر دسته اش ماهيه!
6.كارگردان ها و فيلم هاي باليوودي كه رنگ و بوي هاليوود داشته باشه
7.از اينكه يه نفر خواسته يا نا خواسته يه جوري رفتار كنه كه من فكر كنم مزاحمش هستم!( ترجيح ميدم رك و پوست كنده به خودم بگه!)
8.دكتر رفتن به خصوص از نوع دندونپزشكش ( نمي دونم بعد از تموم شدن دانشگاه بايد چه كار كنم!)
9. از اينكه دوستم كمتر از من واسه دوستي مايه بزاره هم خيلي بدم مياد!
10.افرادي كه به هر دليل به ايران توهين كنن!( كه اين يكي حسابي من رو كفري ميكنه)

خوب طبق رسم معمول من هم بايد 2 نفر رو دعوت كنم اما از اونجايي كه تمام دوستاي باليوودي كه من ميشناسم قبلا تو اين بازي شركت كردن واسه همين به نظر ميرسه كه اين شاخه دومينو به من ختم شه!
حالا قبل از اينكه برم سراغ عكسا يه خبر مهم ميخوام بهتون بدم اونم اينه كه اميتا درست روز تولدش تو بيمارستان بستري شد كه اين موضوع خيلي از طرفداراش از جمله من رو حسابي دپرس كرد! به خصوص وقتي شايعه شد كه حالش  وخيم تر شده اما خبرهاي جديد حاكي از اينه كه اميتا به درمان پاسخ داده و قرار بود كه 3 شنبه مرخص شه! اما هنوز خبري نرسيده كه بتونم بهتون بگم الان خونه است يا بيمارستان!
به هر حال اميدوارم هرچه زودتر حالش خوب شه و بشه همون اميت پر انرژي با اون پست هاي محشر وبلاگش!
در ضمن من يه تصميمي گرفتم كه خوشحال ميشم نظر شما رو هم در موردش بدونم! از اونجايي كه من طي سال تحصيلي نميتونم خيلي زود زود اپاي طولاني بكنم تصميم گرفتم كه اپ هام رو كوتاه كنم طوري كه هر هفته فقط خبرهاي مهم رو بگم و سايد يه چندتايي عكس و نقد فيلم و مصاحبه رو هم هر چندتا اپ يه بار بزارم!نظرتون چيه؟
خوب حالا ميريم سراغ عكس ها:( شرمنده ولي بعضي از عكسها رو وقتي سيو كنين كامل ميبينين!)

شويتا هم كه كپي برابر اصل اميتاست!

















 اين هم اميتا و خانم شيشي كاپور!









بابا خوش تيپ!!!!




يه هه اميت كي استايل!!!



















نميزارن بچه يه دقيقه راحت استراحت كنه!





خوب اين هم از اپ اين دفعه!اميدوارم كه خوشتون اومده باشه!
منتظر كامنتاي قشنگتون هستم!
فعلا بايييييييييييي!
نوشته شده توسط شیوا-سحر در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 10:0 | لینک ثابت |

اميتا.خبر.تولد.ميلي
سلام به همه! خوب هستين؟  ميبينم كه يه بوهايي داره مياد!!! بله خودشه به قول شاعر باز امد بوي ماه مدرسه! من كه خودم خيلي دل خوشي از اين بو ندارم شما ها رو نميدونم!
بگذريم از اونجايي كه مهر ماه شروع شده و من هم بايد برم دانشگاه در طول سال تحصيلي فاصله بين اپ هام يه كم بيشتر ميشه كه اميدوارم ببخشيد! البته تمام سعيم رو ميكنم كه خيلي طولاني نشه!
در ضمن پيشاپيش 11 اكتبر تولد اميتا جوووووووووووووووووون رو به همه تبريك ميگم!ان شاءالله همه واسه تولد 120 سالگيش دعوت شيم!
happy birthday to you  happy birthday to you

happy birth day to you shahenshah

happy birthday to youuuuuuuuuuuu




 خوب حالا ميريم سراغ اپ:
تو اپ قبلي يه عكس بود كه اقا مهدي خواسته بودن در موردش توضيح بدم. اون تصوير اسكن شده يه مقاله بود كه نشون ميداد اميتا و كارينا كاپوربيشترين تعداد سايت و فن كلوب رو تو نت دارن و بين بازيگرهاي مرد هم بعد از ابيشك اسم اميتا بيشتر سرچ شده!
خبر مهم اين مدت هم چيزي نبود جز هجوم كارگردان هاي معروف دنيا به سمت اميتا و سيل پيشنهادات مختلف كه شايد بشه مهمترينش رو پيشنهاد كارگردان "رژه پنگوين ها" كه برنده جايزه اسكار شده دونست. البته كارگردان هاي مطرح ديگه اي هم مثل ريدلي اسكات ( كارگردان گلادياتورها) پيشنهاد هايي به اميتا دادن! اميتا هم كه از سال 2000 تا الان كلي از اين پيشنهادها رو رد كرده بود به خاطر اين كه از فيلنامه خوشش نيومده بود يا اينكه احساس ميكرد تو اون فيلم به اسيايي ها توهين ميشه در جواب پيشنهاد ريدلي اسكات ازش فيلمنامه رو خواسته بود كه اون هم گفته بود هنوز اماده نيست و از اون جايي كه اميت خيلي رو نظم حساسه خيلي ها اين احتمال رو ميدن كه اميتا دومين پيشنهاد ريدلي اسكات رو هم رد كنه!
خبر مهم بعدي هم در مورد اميت خير خودمونه! اين دختر كوچولويي كه تو عكس ميبينين سال گذشته يه مشكل بزرگ قلبي داشت و خانوادش پول عملش رو نداشتن!اميت هم  خرج عمل اين خانم كوچولو رو ميده البته قضيه به همين جا ختم نميشه بلكه بعد عمل اميت هميشه جوياي حالش بوده و با پدر و خانوادش در ارتباط بوده تا اينكه تو سفرش به كلكته به پدر اين دختر كوچولو زنگ ميزنه و واسه ديدنش وقت ميگيره!!( همه از اميت وقت ميگيرن اون وقت اميت...!!!) جالب اينه كه اين دختر كوچولو به اميت ميگه پدربزرگ!و اونايي كه اونجا بودن ميگن كه اميت هم خيلي دوسش داره و همون طور كه با نوه هاش رفتار ميكنه با اين دختر برخورد ميكنه! پدر دختره هم هنوز تو شوكه و ميگه ما هنوز مديون اميت جي هستيم بابت كمك نقديش اما اون با اين كارش واقعا رو همه ما تاثير گذاشتهو همه رو شرمنده خودش كرده!


 و حالا فيلم امروز كه فيلمي نيست جز:

 
        

ميلي
بازيگران:اميتا باچان. جايا بادوري
كارگردان: هريشكش موكرجي
داستان فيلم:
صحنه اول:هواپيما از روي باند بلند ميشه و يه پيرمرد با نگاهش كه پر از بيم و اميده اون رو تعقيب ميكنه.
فلش بك:ميلي ( جايا) يه دختر شاد و سرزنده است كه نمام اهلي ساختموني كه توش زندگي ميكنه دوسش دارن! يه پسر مجرد جديدا يكي از واحد هاي ساختمون رو اجاره كرده به اسم شيكر(اميتا) كه دقيقا بر عكس ميليه! يه پسر بداخلاق و عصبي و دائم الخمر كه اصلا حوصله بچه ها رو نداره! يه روز كه ميلي طبق معمول بچه ها رو دور خودش جمع كرده بود و داشتن شعر ميخوندن شيكر با عصبانيت مياد و دعواشون ميكنه و ميگه دوست نداره ديگه صداي بچه ها رو بشنوه! ميلي و شيكر دعواشون ميشه در همين حين يكي از بچه ها به ميلي ميگه:" با اون دعوا نكن. اون خيلي خطرناكه ! مامانم ميگفت كه باباش مامانش رو كشته! حتما خودش هم ادمكشه!" شيكر وقتي اين حرف رو ميشنوه با ناراحتي ميره خونه. ميلي هم اون بچه رو دعوا ميكنه و از بچه ها ميخواد كه ديگه از اين حرفا نزنن! وقتي ميلي ميره خونه شيكر ميبينه كه دست شيكر خونيه و ميفهمه كه اون يه شيشه مشروب رو شكسته و ميخواسته خودكشي كنه! ميلي زخم رو ميبنده و تو اون مدت يكسره به شيكر سر ميزنه و ميگه كه اين وظيفه همسايه هاست كه به هم كمك كنن! كم كم يخ شيكر هم باز ميشه تا اين كه يه روز داستان زندگشي رو واسه ميلي تعريف ميكنه و ميگه كه مادر و پدرش خيلي هم رو دوست داشتن و خوشبخت بودن تا اينكه مردم شروع ميكنن به حرف زدن پشت سر مادرش و اينكه اون با يه مرد ديگه رابطه داره! بالاخره يه روز تحمل پدر شيكر تموم ميشه و همسرش رو ميكشه و بعد از اينكه ميفهمه اشتباه كرده بوده خودكشي ميكنه! اون روز وقتي شيكر از مدرسه برميگرده ميبينه كه جلوي خونه جمعيت زيادي جمع شدن و وقتي ميره تو جسد مادرش رو ميبينه! خاله شيكر اون رو بزرگ ميكنه اما شيكر كه مردم رو مسئول از دست دادن خانوادش ميدونه هيچ وقت نميتونه اونا رو ببخشه و واسه همين هم اونجوري رفتار ميكنه و از ارتباط با دنياي بيرون ميترسه!
ميلي وقتي داستان رو ميشنوه تصميم مگيره به شيكر كمك كنه و تا حدودي موفق هم ميشه! تا اين كه يه روز حال ميلي بد ميشه و چند روزي نميتونه به شيكر سر بزنه تو تمام اين مدت شيكر هر روز يه دسته گل با يه نامه ميداده به خدمتكارش تا براي ميلي ببره و ميلي هم همونجا جواب نامه رو ميداده تا اينكه يه روز دسته گل ميرسه ولي به جاي خدمتكار خود شيكر اورده بودش! شيكر دسته گل رو خودش اورده بود چون ديگه نميتونست دوري ميلي رو تحمل كنه و در ضمن به ميلي پيشنهاد ازدواج داد. وقتي شيكر جريان ازدواج رو با پدر ميلي در ميون ميزاره اون موافقت نميكنه! شيكر هم ناراحت ميشه و ميگه من فكر ميكردم حداقل شما من رو به خاطر گذشته و اشتباه پدرم مجازات نكنين اما شما هم مثل بقيه هستين! پدر ميلي در جواب ميگه كه اون اين اجازه رو به شيكر نميده چون ميدونه كه شيكر تا الان سختي هاي زيادي كشيده و دوست نداره بيشتر از اين ناراحتش كنه. وقتي شيكر دليلش رو ميپرسه پدر ميلي ميگه كه ميلي سرطان خون داره و پسرعموي ميلي كه دكتره گفته هيچ اميدي نيست! اون شب شيكر ميره خونه اما از فردا ميره سراغ دكترهاي مختلف تا اين كه يه دكتر ميگه كه چندوقتيه يه دكتر سوئدي ادعا كرده كه تونسته يه روش واسه درمان اين بيماري پيدا كنه! شيكر كه اين رو ميشنوه با خوشحالي ميره پيش پدر ميلي و جريان  رو به اون ميگه و با اصرار زياد دوباره ميلي رو خواستگاري ميكنه. پدر ميلي هم قبول ميكنه و قرار ميشه ميلي و شيكر بلافاصله بعد ازدواج برن سوئد.
صحنه اخر: هواپيما از روي باند بلند ميشه و يه پيرمرد با نگاهش كه پر از بيم و اميده اون رو تعقيب ميكنه.
نقد فيلم:
ميلي يه كار تحسين برانگيز ديگه از هريشكش موكرجي كارگردان فيلمهايي مثل اناند. نمك حرام. گودي و ابيمانه! كه در مورد خصوصيات كارهاش تو نقد ابيمان توضيح دادم! داستاني كه به زيبايي تمام قدرت عشق رو به تصوير كشيد البته برخلاف خيلي از فيلمهاي هندي كه قدرت بي نهايتي براي عشق قائلند و عشق رو معجزه گر ميدونن تو اين فيلم  ميلي و شيكر با يك نگاه عاشق هم نشدن و در ضمن هيچ معجزه اي هم اتفاق نيفتاد!
بازيگرا اجراي فوق العاده اي داشتن و از هريشكش انتظاري غير از اين نميره! اون خيلي خوب بازيگر و كاراكتر رو با هم هماهنگ ميكرد و در عين حال بنا به گفته همه افرادي كه باهاش كار كردن محيط خيلي راحتي رو واسه همه فراهم ميكرد! اين محيط اينقدر راحت و صميمي بود كه زماني كه اميتا و جايا تصميم به ازدواج گرفتن ( قبل از اكران ابيمان) اولين فردي كه خبر رو بعد از خانوادشون به اون دادن كسي نبود جز هريشكش!
خلاصه كه به نظر من اسم هريشكش ميتونه اين اطمينان رو به شما بده كه يه فيلم زيبا و متفاوت در انتظارتونه!
واين هم 2نكته اي كه من تو اين فيلم خيلي دوست دارم:
1. اهنگاي فيلم: اين فيلم 3 تا اهنگ داره كه من 2 تا از اهنگاش رو كه كيشور كمار ميخونه خيلي دوست دارم:
aaye tum yaad mujhe
و
 badhi sooni sooni hai
اهنگ ديگه فيلم هم كه يه اهنگ شاده رو ميلي و بچه ها ميخونن كه اسمش هست main kahan poolon se
2. داستان پردازي فيلم: به نظر من نحوه داستان پردازي فيلم يعني بيان داستان اصلي تو يه فلش بك كار واقعا جالبي بود درضمن از اين كه صحنه اول و اخر هم يكي بود خيلي خوشم اومد. البته نبايد پايان فيلم رو فراموش كرد! بر خلاف اكثر فيلمهاي هندي كه هپي اند هستن كارگردان انتخاب پاين رو براي اين داستان به عهده بيننده گذاشت! ولي خداييش اگه به خوشي تموم ميشد كه خيلي مسخره بود اگه هم كه ميلي ميمرد اون وقت طفلي شيكر چي كار ميكرد؟!! بعد سالها با زندگي اشتي ميكنه و بعد بلافاصله شاهد مرگ عشقش باشه! خدا ميدونه اگه ميلي ميمرد چه بلايي سر شيكر ميومد!!!!



ميدونم اصلا كيفيت نداره اما اينجا شيكر خيلي رمانتيك دستش رو گذاشته رو دست ميلي!!!!!










خوب اين هم از فيلم دوست داشتنيه ميلي كه من خودم به شخصه عاشقشم!!!
و حالا چندتا عكس از فيلماي جديد اميت جي به درخواست اقا ايرج!
شوبيت كه هنوز فيلمبرداريش تموم نشده! اميتا حسابي زده تو خط فيلماي متفاوت با گريم هاي جديد!








پشت صحنه كانك!





سركار راج كه يكي از بهترين فيلماييه كه ديدم و به نظرم اگه به سركار 20 بديم سركار راج 22 ميگيره!





بوت نات! اين دو تا اهنگش رو خيلي دوست دارم به خصوص chalo jaane do رو!







اپ اين دفعه هم تموم شد!
اميدوارم كه خوشتون اومده باشه!
منتظر نظرات قشنگتون هستم!
فعلا باييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي!
نوشته شده توسط شیوا-سحر در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 10:40 | لینک ثابت |