تبليغاتX
وبلاگی برای اسطوره ی بالیوود
اميتا. خبر. امر اكبر انتوني. سلسلا
سلام به همه! طاعات و عباداتتون قبول!
اميدوارم حال همه خوب باشه و روزها اخر تابستون و اول ماه مبارك رمضان حسابي بهتون خوش بگذره!

خوب ديگه يه راست ميرم سراغ اپ و اول از همه خبرا:
1. براي اين خبر فقط كافيه اين
مقاله رو بخونين( سيو بكنين بزرگ ميشه!)



2. جايا باچان توي يكي از سخنراني هاش به اصليت الله ابادي اميت اشاره ميكنه و مگه كه با همون زبان صحبت ميكنن نه با زبان مردم مومبئي كه اين باعث ناراحتي نماينده مردم مومبئي ميشه البته جايا بعد اعلام ميكنه كه منظورش فقط اين بوده كه ممكنه از بعضي از كلماتي استفاده كنه تو صحبت هاش كه يه كم واسه اونا نامانوس باشه اما نماينده ها قانع نميشن! و باز هم طبق معمول شروع ميكنن به لجبازي با خانواده باچان و اخرين روز سفر اميت رو حسابي با حرفاشون خراب ميكنن! اميت هم از همون يكسره مشغول مصاحبه و معذرت خواهي از طرف جاياست و حتي تو اپ وبلاگش هم كلي در مورد اين موضوع و علاقه اي كه به مومبئي داره نوشته و حتي گفته اگه مردم فكر ميكنن كوتاهي در حق مردم مومبئي كرده حاضره به زندان بره!!!! تا بالاخره ديشب نماينده مومبئي اعلام كرد كه معذرت خواهي اميتا رو پذيرفته! جالب اينه كه بعد از عمري خانم سونيا گاندي حق رو به خانواده باچان داده و از نمايند ها خواسته كه اينقدر اين خانواده رو ازار ندن!!!!!
ولي ميدونين نكته جالب چيه؟ اينه كه هميشه جايا تو صحبت هاش يه حرفي ميزنه كه اميت طفلي بايد تاوانش رو پس بده و معذرت خواهي كنه هم از طرف خودش و هم از طرف جايا! خداييش من جاي اميت بودم متن سخنراني هاي جايا رو يه چندباري چك ميكردم تا ريسك خطر كمتر شه!!!!
3.يريمير و اكران فيلم the last lear  تو مومبئي به همون دلايل فوق عقب افتاده و فعلا قراره اميت واسه اكران به كلكته و دهلي بره! اين فيلم كه حسابي نظر منتقد هاي غربي رو تونسته جلب كنه و همه اونا  اعتراف كردن كه بازي اميتا تو اين فيلم فوق العاده بوده و حتي يكي گفته كه: "هنرپيشه نقش اول فيلم يعني اميتا باچان واقعا فوق العاده بود به طوري كه با هر بار حضورش تو صحنه شما كاري نميتونين بكنين جز اينكه بهش خيره بشين و ببينين كه ميخواد چي كار كنه و محو اجراي جادوييش بشين!!" البته كارگردان فيلم از همون اول هم مگفته بود كه فكر نميكنه اين فيلم تو گيشه موفق باشه چون هنريه و با سليقه مردم هند جور نيست!!!!

اين عكس تقريبا يك هفته پيش گرفته شده:


خوب اين دفعه ميخوام در مورد دوتا فيلم بنويسم : امر اكبر انتوني (به در خواست رهگذر عزيز كه واسه دومين بار خواسته بودن) و سلسلا

 


امر اكبر انتوني (1977)
بازيگران: اميتا باچان. وينود خانا. ريشي كاپور.پروين بابي. شبانا ازمي. نيتو سينگ.پرن. نيروپا روي. جيون
كارگردان: من موهان ديزاي
تهيه كننده: من موهان ديزاي
شعر: اناند بخشي
موسيقي : لاكسميكانت پيارلال
نقد فيلم:
امر اكبر انتوني كه موفق ترين فيلم زمان خودش بود و با قابليت هايي كه داشت تونست يه يك افسانه در ژانر درام تبديل بشه به عنوان بهترين فيلم من موهان ديزاي شناخته ميشه. اين فيلم به عنوان يه فيلم تيپيك كه تمام فاكتورهاي سينماي ديزاي مثل اكشنو كمديو درام و تراژدي رو داره به شمار ميره نكته مثبت فيلم به غير از داستان و بازي ها و ديالوگ ها شخصيت انتوني گنزالس كه اميتا بازي كرده! تو اين فيلم شاهد يكي از بهترين بازي هاي اميتا هستيم كه نشون دهنده بخش ديگه اي از استعدادهاي اميت در اجراي نقش هاي متفاوت بود و اميتا با اين فيلم نشون داد كه فقط angry young man نيست!
شخصيت انتوني خيلي شبيه به شخصيت يه فرد مسيحي تو بمبئي بود و به همين خاطر هم محبوبيت زيادي بين مردم پيدا كرد و نكته جالب اينه كه اين شخصيت الهام گرفته از فردي به همين نامه كه نزديك خونه ديزاي زندگي ميكرد و ديزاي تصميم گرفت يه فيلم با همچين شخصيتي بسازه!
بنا به گفته خود ديزاي داستان فيلم هم الهام گرفته از يه خبر در مورد يه مرد الكلي بوده كه همسرش رو ميزده و يه روز زن 3تا بچه كوچيكش رو تو خيابون ميزاره و ميره!
ديالوگ هاي انتوني واقعا زيبا و به ياد موندنيه و خنده رو به لب همه مياره! صحنه هاي به يادموندنيه زيادي هم تو فيلم هست .
بازي ها در كل خوبه البته به نظر من وينود نتونست اونطور كه بايد از عهده نقشش بربياد البته از حق نگذريم اين يكي از بهترين اجراهاش بود!
موسيقي فيلم خيل زيبا بود و خيلي موفق عمل كرد به خصوص اهنگ "همكو تومسه هوگياهه پيار كيا كره" كه به نظرم بهترين اهنگ فيلمه ! البته نميشه اهنگ " انهوني كو هوني" و " ماي نيم ايز انتوني گونزالس " رو فراموش كرد. خلاصه كه لاكسميكانت پيارلال دوباره جادوي خودش رو نشون داد و برنده جايزه فيلم فير شد. اميتا هم اولين جايزه فيلم فيرش رو به عنوان بازيگر نقش اول به دست اورد!
امر اكبر انتوني يه فيلم موفق بود كه حتي هنوز هم تو هر سينمايي كه اكران ميشه تابلوي house full رو. گيشه جلب توجه ميكنه!اين فيلم اغاز كار تيم موفق " من موهان ديزاي- اميتا باچان" بود كه بعدها فيلمهاي موفق: پرورش(1977). سوهاگ (1979). نصيب (1981). دش پرمي (1982). كولي (1983). مرد (1985)و گنگا جمنا سرسوتي (1988) رو با هم كار كردن!
خوب حالا ميريم سراغ صحنه هاي جالب فيلم:
1. صحنه اي كه انتوني جلوي اينه وايستاده و ميخواد زخم هاش رو پانسمان كنه اما چسب زخم و بتادين رو به جاي اينكه به صورت خودش بزنه به تصويرش تو اينه ميزنه !!! اين صحنه در نوع خودش يكي از بهترين صحنه ها بود كه الهام بخش خيلي از بازيگران ديگه هم شد!
2. صحنه دعواي امر و انتوني كه قبل از شروع دعوا امر انتوني رو هل ميده و انتوني ميفته بعد امر با غرور بالا سرش وايميسته ام انتوني ميگه : هي! من نشستم كه تو قدت بلندتره ها!!!! ( كلا تو اين فيلم خيلي به قد اميت گير دادن!!!!) وسط دعوا هم كه يه كم كتك ميخوره و بعد هم سرش ميخوره به صليب به عكس حضرت عيسي نگاه ميكنه و ميگه: ببين شريك اينجوري نميشه كه ما فقط تو سود با هم باشيم حالا من ميرم تو از پشت هواي من رو داشته باش!!!! همين طور اخر دعوا كه چندتا مامور انتوني رو كه حسابي اش و لاش شده ميزارن تو جيپ و ميرن! (قيافه اميت اينجا خيلي خنده دار بود!!!!) البته اون اولش هم خيلي باحال امر رو دست به سر ميكرد!
3. ديالوگ هاي انتوني قبل از فرار و بعد از برگشتن به زندان!
4. صحنه اي كه امر. اكبر و انتوني تو بيمارستان خودشون رو معرفي ميكنن!
5.  وقتي انتوني ميخواد به زور از پدر سلما رضايت بگيره تا اكبر و سلما با هم ازدواج كنن :
انتوني : هي! ببينم قد تو چقدره؟
پدر: 4 فوت و نيم انگشت (اينچ!!)
انتوني: همچين ميزنمت كه بشي 2 فوت و بي انگشت ها!!!!
و بعد از اينكه خود اكبر راضي نميشه به اكبر ميگه كه نبينم بياي كليسا بگي داش انتوني كمكم كن من شكست عشقي خوردم!
6. وقتي كه انتوني دليل دعواش رو با پيتر ميگه و به پدرش كه كشيش كليساست در مورد تفاوت شراب پيتر با شراب خودش ميگه و بعد هم پدرش رو دعوت ميكنه كه امتحان كنه!!! و وقتي هم پدرش ميگه از دستش شكايت ميكنه ميگه پس بايد از حضرت مسيح هم شكايت كني چون ما با هم شريكيم! و من نصف درامدم رو ميدم به اون.
7. وقتي انتوني ميره تا واسه جيني لباس عروس سفارش بده!
در كل فيلم پر از صحنه هاي جالبه به خصوص صحنه هايي كه انتوني داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 

امر!

 

اكبر!

 

 

انتوني!
 
 
 

 
 


 نه! اينم گل مال خود خوديمه! اما ميدمش به شما!

 

 ماي نيم ايز انتوني گونزالس!!
 



انهوني كو هوني:

 
 
و حالا فيلم بعدي:

 

سلسلا (1981)
بازيگران: اميتا باچان. ركا. جايا باچان.سانجيو كمار.شيشي كاپور
كارگردان: ياش چوپرا
تهيه كننده : ياش چوپرا
موسيقي: شيو- هري
خلاصه داستان:
شيكر(شيشي كاپور)و اميت (اميتا) دوستاي صميمي هستن. شيكر خلبان و اميت شاعر و نمايش نامه نويسه. شبا (جايا) قراره كه باشيكر ازدواج كنه اما به خاطر شيكر كه ميخواد عروسي اون و اميت تو يه روز باشه فعلا منتظره. اميت تو عروسيه يكي از دوستاش با چاندني (ركا) اشنا ميشه و اونا هم تصميم ميگرن با هم ازدواج كنن! اما قبل ازدواج شيكر تو يه سانحه هوايي ميميره. بعد از يه مدت اميت از شبا ميخواد كه ازدواج كنه اما مادر شبا به اميت ميگه كه شبا بارداره و شبا هم ميگه كه كسي حاضر نميشه با اون ازدواج كنه. اميت هم تصميم ميگيره تا به جاي چاندني با شبا ازدواج كنه .بعد از ازدواج اميت و شبا تصادف ميكنن و اونا رو به بيمارستان ميبرن اما دكتراناند (سانجيو كمتر) نميتونه بچه رو نجات بده. شب دكتر اناند ميره خونه و جريان رو به همسرش كه كسي نيست جز چاندني ميگه. فرداي اون روز چاندني به ملاقات اميت و شبا ميره . اميت و چاندني وقتي هم رو ميبينن فيلشون ياد هندوستان ميفته و بعد از اين جريان دوباره رابطه شون رو از سر ميگيرن. يه روز كه با هم داشتن برميگشتن و چاندني پشت فرمون بوده تصادف ميكنن و ميرن كلانتعري از شانس خوبشون ماموره كسي نبوده جز دوست دكتر اناند و پسر خاله شبا البته اين ماموره هنوز شوهر شبا و زن دكتر رو نديده بود واسه همين وقتي شب ميره خونه شبا مهموني و اميت رو ميبينه جا ميخوره و ميره پيش دكتر اناند تا از اون كمك بگيره كه اين مشكل رو حل كنه ولي وقتي ميفهمه چاندني زن دكتر انانده منصرف ميشه و ميره جريان رو به شبا ميگه ولي شبا ازش ميخواد كه ديگه تو زندگيه اونا دخالت نكنه!شبا و دكتر اناند هم كه يه چيزايي دستگيرشون شده با هم با كنايه در اين مورد صحبت ميكنن و تصميم ميگيرن زندگيشون رو حفظ كنن! تا اينكه يه روز اميت و چاندني به اين نتيجه ميرسن كه خونه زندگيشون رو ول كنن و با هم ازدواج كنن. اميت ميره خونه و به شبا همه جريان رو ميگه و ميگه كه فكر ميكرده بعد از جدا شدن از چاندني و ازدواج با شبا فكر ميكرده كه ديگه چاندني رو نميبينه اما انگار تقدير اينجوري ميخواسته و ازش معذرت خواهي ميكنه و ميره! دكتر اناند هم به يه سفر ميره و چاندني از اي فرصت استفاده ميكنه و با اميت ميرن پيش همون دوست مشتركشون كه براي اولين بار اميت تو عروسيه اون چاندني رو ديده. اما اون رفيق اميت كلي با اميت صحبت ميكنه و ميگه كه اشتباه كرده و از طرفي چون شب يه مهموني دارن به مناسبت سالگرد ازدواج مادر و پدرش به چاندني و اميت ميگه كه بهتر با هم نيان و اميت به عنوان دوست خودش و چاندني به عنوان دوست همسرش شركت كنن! تو مهموني خانم ها كلي با چاندني صحبت ميكنن و بهش ميگن دفعه بعد با شوهرش بياد و از اون طرف هم وقتي اميت ميره دعا كنه يكسره به شبا فكر ميكنه و متوجه ميشه كه شبا رو هم دوست داره و نميتونه ازش جداشه! در همين حين شبا به اميت خبر ميده كه هواپيماي دكتر اناند سقوط كرده واسه همين اميت و چاندني شبانه برميگردن البته اميت وقتي نگراني چاندني رو براي دكتر اناند ميبينه ميفهمه كه اونم شوهرش رو دوست داره! وقتي به محل حادثه ميرسن اميت ميخواد بره و دكتر رو نجات بده اما شبا نميزاره .اميت زير بار نميره و ميگه كه اگه اين كار رو نكنه نميتونه خودش رو ببخشه وشبا كه ميبينه به هيچ وجه نميتونه اميت رو منصرف كنه اونو به جون بچه شون قسم ميده و ايت ميفهمه كه داره بابا ميشه!!!! اما باز هم به شبا ميگه كه بايد بره و بهتره شبا نگران نباشه. اميت ميه و دكتر اناند رو نجات ميده اما هرچي دنبال شبا ميگرده پيداش نميكنه تا اينكه يه پليس بهش ميگه كه حال شبا بد شده و پسرخاله اش اونو برده خونه! خلاصه اميت هم برميگرده خونه و معذرت خواهي ميكنه و همه چي به خوبي و خوشي تموم ميشه!!!
نقد فيلم:
سلسلا يه فيلم زيبا و متفاوته كه در زماني كه تو تمام فيلماي باليوود عشق استحكام بخش خانواده بود عشق و خانواده رو در مقابل هم قرار داد و همين طور كه من بارها گفتم به نظر من كارن كار متفاوتي تو كانك انجام نداد و 80% كانك شبيه سلسلاست و تفاوتش در اينه كه كارن عشق رو ارزشمند ميدونست و ياش چوپرا خانواده رو. البته من خودم سلسلا رو بيشتر مي پسندم نه براي اينكه اميتا نقش اولشه!!! بلكه به اين خاطر كه به نظرم ارزش خانواده خيلي بيشتره و ترجيح ميدادم ديو و مايا تو كانك به هم نرسن و به نظرم اين حداقل مجازات واسه اونا بود!
بگذريم! بازي ها واقعا قشنگ بود اما به نظر من شيشي كاپور به خوبي بقيه نبود! البته اون 90% مواقع واقعا از پس نقشش برنمياد و فكر ميكنم شايد يكي از دلايل موندنش تو باليوود  كاپور بودنش بود مثل برادر بزرگش راندير!(پدر كارينا) و فكر ميكنم ريشي تنها پسر راج كاپور بود كه ژن بازيگري داشت!!!!
قبل از اينكه نظرم رو در مورد اهنگا بگم بايد يه توضيح كوچولو بدم و اونم تقسيم بندي اهنگاي باليووده از نظر من. من فكر ميكنم اهنگاي هندي از 3 دسته خارج نيستن: دسته اول اهنگايي هستن كه با يه بار شنيدن جذبش.ن ميشي و هميشه دوست داري بشنويشون. دسته دوم اهنگايي كه همون اول جذبت ميكنن اما بعد چند بار گوش دادن ديگه اون شوق رو واسه شنيدنشون نداري و اگه بين چندتا اهنگ بخواي انتخاب كني اونا رو انتخاب نميكني البته اگه به هر دليلي دوباره بشنويشون باز هم به نظرت قشنگه!!! (80% اهنگاي شاد!)و دسته سوم اهنگايي كه دفعه اول كه ميشنويشون خيلي خوشت نمياد و شايد بدت هم بياد اما اگه 2 يا 3 بار گوش كني اين اهنگا رو حسابي عاشقشون ميشي!!!!
اهنگاي سلسلا جزو دسته اول و سوم هستن .البته اين فقط نظر شخصيه منه. مثلا من اهنگ" نيلا اسمان  سو گيا " (كه الان اهنگ وبلاگه ) رو جزو دسته اول ميدونم و اهنگ " رنگ برسه " رو جزو دسته سوم! البته خود هندي ها عاشق اهنگ "رنگ برسه" هستن و اين محبوب ترين اهنگ هولي اونجاست . نكته جالب در مورد رنگ برسه اينه كه شعر اين اهنگ رو دكتر هاريوانش راي باچان گفته و اميتا هم اين اهنگ رو خونده البته اين اهنگ خيلي قبل از سلسلا تو جشن هاي هولي خانواده باچان خونده ميشده و ياش چوپرا هم تو يه جشن اين اهنگ رو ميشنوه و تصميم ميگره از اين اهنگ تو فيلمش استفاده كنه! در ضمن اهنگ "نيلا اسمان" و همين طور دكلمه اهنگ "يه كاها اگيه هم" رو هم خود اميتا اجرا كرده!
من خودم اين صحنه ها رو تو فيلم خيلي دوست دارم:
1.صحنه اي كه اميت و شيكر تو مهموني هستن و شيكر نمي تونه شبا رو راضي كنه كه با هم برقصن و واسه همين از اميت كمك ميخواد. اميت مياد و شروع ميكنه به رقصيدن با شبا و در همين حين به شبا ميگه : ميدوني چيه! فكر ميكنم تو داري تو طبقه همكف ميرقصي من تو طبقه اول!!!
2. وقتي شيكر و اميت كه حسابي خوردن از مهموني برميگردن و با صحبت ميكنن و شيكر ميزنه زير گريه اميت هم دليلش رو 3بار ميپرسه و بعد شيكر ميگه به خاطر اينكه 15 سال پيش اميت رو زده! اميت هم واسه اينكه ارومش كنه شروع ميكنه به دليل اوردن و نتيجه گيري تا حق رو به شيكر بده و ميگه: ببين تو از من بزرگتري و من از تو كوچيكترم و از اونجايي كه من از تو كوچيكترم نتيجه ميگيريم كه تو از من بزرگتري!!!!( تا حالا استدلال به اين خوبي ديده بودين؟!!)
3. صحنه اخر فيلم كه اميت مياد پيش شبا واسه معذرت خواهي! به نظر من كلي صحنه رومانتيك بين اميت و چاندني بود اما اين صحنه يه صداقت قشنگي داشت كه تو كل فيلم تك بود و خلاصه معلوم ميشد كه چقدر اميتا جايا رو دوست داره!!
4. صحنه اي كه اميتا تو نمايش نامه اي كه خودش نوشته بازي ميكنه. به نظرم ديالوگ هاش واقعا محشره واسه همين هم اينجا مينويسمشون:
" نفس كشيدن زندگي كردن نيست (واسه نفس كشيدن زندگي نميكنيم) اما اين عادت زنده هاست. شما صفر (هيچ) هستين. از صفر شروع ميشين و به صفر ختم ميشين. به خاطر اينكه شما نمي تونين به چيزي كه ميخواين فكر كنين! به خاطر اينكه شما نمي تونين چيزي كه ميخواين بگين! و شما نميتونين اون جور كه ميخواين زندگي كنين! فرياد شما هيچ پژواكي نداره. "عشق. محبت. دوستي. مذهب. وطن پرستي" همه اينا واژه هاي ميان تهي و پوچي واسه شما هستن كه هيچ ارتباطي با حقيقت ندارن! اما هنوز وقت هست. اون شما رو صدا ميزنه. بهش گوش بدين. نترسيد و از خودتون خجالت نكشيد. فرياد بزنين كه ازاد هستيد!بنياد انكر رو از بين ببرين و بگيد كه اين زندگي پر از دروغ تصنع فريب و تعصبه! پنجره ها رو باز كينيد. بياين بيرون و فرياد بزنيد كه " من ازاد هستم!"



واي كه چقدر اميت اينجا ناااااازه!

 

نيلا اسمان سوگيا!

 

يه لركي هه يا شعلا؟!!

 




 



خوب چون به نظرم اپ اين دفعه خيلي طولاني شد و عكس هم زياد داشت ديگه عكساي خانوادگي رو نذاشتم. اميدوارم ببخشيد!
براي دفعه بعد هم با انتخاب شما در مرود يكي از اين فيلم ها مينويسم:
1.ميلي (اميتا و جايا)
2.مجبور (اميتا و پروين)
3.سوداگر (اميتا و نوتان)
4.منزل
اميدوارم كه از اپ اين دفعه خوشتون اومده باشه!
منتظر نظرات قشنگتون هستم.
التماس دعا !
فعلا بايييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي!


نوشته شده توسط شیوا-سحر در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 ساعت 11:23 | لینک ثابت |

اميتا. خبر. دو انجانه
 
  اينجا خونه ي ماست و من سحر هستم پشت يك كامپيوتر كه بعد از عبور از زير دست چند تا مخ كامپيوتر هنوز اينترنت اكسپلوررش كار نميكنه اما بازم از هيچي بهتره! شهر در امن و امان ست اسوده بخوابيد (منظورم بخوانيد بود!!!) قلندران بيدارند و بالاخره :
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام! اميدوارم حال همه خوب باشه!حال من ؟ فكر كنم ديگه با اون شروعي كه من داشتم همه حالم رو فهميدين! دكتر گفته ان شاء الله (فكر كنم شاهرخي ها خوب با اين تيكه كلام اشنا هستن!!!!)خوب ميشم اگه قرصام رو با پوست نخورم !خوب مگه چيه شما هم اگه بعد از يك ماه گوش دادن به اهنگاي مورد علاقه تو كامپيوتري كه صدا نداره مي شستين و هم زمان با اهنگ مي تايپيدين همين جوري مينوشتين ديگه!!!! حالا بگذريم و بريم سراغ اپ:
اين تور خانوادگي اميت شون اينا به خوبي و خوشي تموم شد و ديگه ما كم كم ميتونيم خودمون رو واسه دي وي دي هاش اماده كنيم پس همه با هم يك صدا: حنا جون منتظريم! حنا جون منتظريم!!!!
 اقا ايرج اگه تو اين مدت خبر كم بود به خاطر اين بود كه اميتا تو تور بود!!!! و خبر خاصي نبود اما چشم .سعي ميكنم از دفعه بعد خبر ها رو بيشتر كنم!
در جواب اقا رضا هم بايد بگم كه من فقط وبلاگ سوگند جون رو ميشناسم كه هموز مينويسه البته در مورد ايش و ابيشك http://www.missworld.blogfa.com
 ستاره جون هم بعد از يه غيبت طولاني فكر ميكنم دوباره برگشته باشه!


 
 راستي اين عكس عشقولانه هم فكر ميكنم مال كنسرت شيكاگو باشه! كه اهنگ تري بينديا ره (از فيلم ابيمان ) اجرا شد و بعد ابيشك  و جايا با هم و اميتا و ايش با هم وارد شدن و بعد دست اين دو تا رو تو دست هم گذاشتن! نه اشتباه نكنين !!! ابيشك و ايش دست اميت و جايا رو تو دست هم گذاشتن و بعد هم جناب اميت خان جان يه دستبند به دست جايا جي بست و بعد هم يه چهارپايه اوردن و جايا رفت رو اون وايساد(دقيقا همون جوري كه اميت و شاهرخ تو كافي ويت كارن گفته بودن!!!!) و بعدش رو هم كه خودتون دارين ميبينين!
اين هم فيلموگرافي اميت جي و جايا به درخواست نازي جون:
1. گودي 1971
2.اك نظر   1972
3. بنسي بيرجو 1972
4. زنجير 1973
4. ابيمان 1973 (اين فيلم قبل از ازدواجشون فيلمبرداري شد و بعد از ازدواج اكران!!!)
5.چوپكه چوپكه 1975
6.ميلي 1975
7.شعله 1975
8.سلسلا 1981
9. كبي خوشي كبي غم 2001
 

        


از اون جايي كه تو نظر خواهي دفعه پيش زوج اميتا و ركا و فيلم دو انجانه بيشترين راي رو اورد اين دفعه در مورد اين فيلم مينويسم:
دو انجانه  1976
 بازيگران: اميتا باچان!!! ركا. پريم چويرا
كارگردان : دلال گوا
موسيقي : كاليان جي اناندجي
خلاصه فيلم: اميت ( اميتا ) يه كارمند ساده از طبقه متوسط جامعه است كه عاشق يه دختر رقاص به اسم ركا (ركا) ميشه و با اون ازدواج ميكنه. ايمتا فرد قانعيه و به پولي كه در مياره راضيه در حالي كه ركا هميشه ارزو داشته زن يه ادم پولدار بشه و از همين جا مشكلات اونا با هم شروع ميشه! اميت يه دوست صميمي (پريم چوپرا) داره كه تهيه كننده است و خيلي به خونه اونا مياد! يه روز اين دوست صميمي اميت كه يه جورايي از ركا خوشش ميومده اون رو از قطار پرت ميكنه بيرون! بعد از يه مدت ميره پيش ركا و بهش پيشنهاد ميده كه بازيگر شه ركا هم كه عشق شهرت بوده قبول ميكنه و با راهنمايي هاي اون يه بازيگر مشهور ميشه! اما اميت كه بعد از پرت شدن از قطار به كما رفته بودهو حافظه اش رو هم از دست داده بوده در اثر يه حادثه دوباره حافظه اش رو به دست مياره و تصميم ميگيره كه برگرده پيش ركا. واسه همين به اسم يه تهيه كننده ميره پيش اون و بهش پيشنهاد بازي تو فيلم رو ميده! راستي يادم رفت بگم كه ركا كه بچه اش رو مزاحم خودش ميدونست  تصميم ميگيره كه او رو به يه مدرسه شبانه روزي ببره!
خلاصه ركا به اشتباهاتش اعتراف ميكنه و از اميت ميخواد كه اون رو ببخشه اميت هم كه واقعا عاشق ركا بود و از اون طرف هم خيلي پسرش رو دوست داشت اون رو ميبخشه!!!!
نقد:
وقتي واسه اولين بار  داستان فيلم رو ميخونيم فكر ميكنيم كه اين هم يه فيلم ديگه است با همون موضوع تكراري كه طرف طي يه حادثه حافظه اش رو از دست ميده و بعد دوباره خوب ميشه اين شايد تنها نقطه ضعف فيلم باشه. فيلم به يه معضل مهم تو جامعه هند اشاره ميكنه و اون هم سر در گمي زنان بين خانواده و شغلشونه! و شخصيت ركا نمونه يه زنه كه خانواده و پسرش رو فداي شغل و موقعيتش ميكنه.
عنوان " دو انجانه " اشاره داره به اين موضوع كه اميت و ركا با هم ازدواج كردن بدون اينكه هم ديگه رو بشناسن . اميت رقص ركا رو ديد و تصميم گرفت با اون ازدواج كنه در حالي كه بلافاصله بعد ازدواج معلوم شد كه خيلي با هم تفاوت دارن! ركا نمي خواست كه يه زن خانه دار باشه و بچه هاش رو بزرگ كنه و دوست داشت مشهور و پولدار بشه در حالي كه اميت به درامدي كه داشت قانع بود و از اون جايي كه اونا هم رو نميشناختن بعد از ازدواج دو تا غريبه بودن كه انتظارات متفاوتي داشتن! و همين منشا مشكلات بعدي اونا بود!
اخر فيلم يه ذره بيش از حد هنديه!!! و به نظر ميرسه كارگردان اخر فيلم رو از ترس واكنش بيننده بعد از يه پايان غم انگيز تغيير داده.
فيلم فقط دو. سه تا اهنگ داره  كه اهنگ " لوك چوپ لوك چوپ جانا" كه اميت و پسرش ميخونن واقعا محشره! هم اميت توش خيلي خوش تيپه هم پسر كوچيكه خيلي ناز و شوموس كومولي وعسله!!!! اين قدر هم اداهاي اين بچه بامزه است كه خدا ميدووووووووووووووووونه ! اما اهنگ ديگه فيلم خيلي جالب نيست!  
 و از اخر هم كه بايد بگم بازي ها واقعا عالي بود ركا خيلي قشنگ تونست از پس اين نقش بر بياد و اميت هم كه بازي خيلي عالي و تاثير گذاري داشت به خصوص تو اون صحنه هايي كه با پسرش بود يه تيكه از فيلم هم كه خيلي محشر نقش يه ادم مست رو بازي كرد البته اين رو  ديگه همه قبول دارن (بنا به گفته شاهرخ خان جان!!!)كه هيچ كس مثل اميتا از پس اين جور صحنه ها بر نمياد و نمي تونه مثل اون نقش يه مست رو بازي كنه از امر اكبر انتوني گرفته تا نصيب و شرابي!و براي من هم خيلي جالبه اميتي كه لب به مشروب نميزنه چه جوري اين قدر طبيعي بازي مي كنه!!!!

                    


               
 
اهنگ لوك چوپ لوك چوپ جانا:
          
                   

                   

                   

        


خوب اين  هم از نقد فيلم و اپ اين دفعه. منتظر نظرتون در مورد نقد فيلم بعدي هستم:
1. ميلي (اميتا و جايا)
2. سلسلا ( اميتا. جايا و ركا )
3. مجبور ( اميتا و پروين)
4. اگه فيلم خاصي مد نظرتونه!!!!!


 پشت صحنه گنگا جمنا سرسوتي:

                                        
                                                               
خوب ديگه بازم ممنونم كه من رو تحمل كردين!
منتظر نظرات قشنگتون هستم
فعلا بايييييييييييييييييييييييييييييييييييي!!!

نوشته شده توسط شیوا-سحر در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 ساعت 12:15 | لینک ثابت |